خرید بک لینک

سلام
1-اگر دوست داشتید کامنت بذارید و حتما انتقاد و اعلام نظر کنید.
2-وبلاگ هایی که خوب باشن میذارم تو قسمت +وبلاگ دوستان+ و سر میزنم.
3-آدرس وبتون رو حتما بذارید چون یادم نمیمونه کی کامنت گذاشته.
3-تا جایی که بشه کامنتها رو تایید نمیکنم.
4-به خطاطی با قلم و خودکار علاقه مندم اگر شما این هنر رو بلد بودین خوشحال میشم کمک کنید تا بیشتر یاد بگیرم.

برچسب: نویسنده: رضا بهرامی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 20:40

«روزی بازرگانی خرش را که دو گونی بزرگ بر دوش داشت به زور ميكشيد، تا به مرد حکیمی رسيد.حکیم پرسيد: چه بر دوش خَر داری كه سنگين است و راه نمی رود؟پاسخ داد: يك طرف گندم و طرف ديگر سنگ.حکیم پرسيد: به جايی كه ميروی سنگ كمياب است؟پاسخ داد: خير، به منظور حفظ تعادل طرف ديگر، سنگ ريختم.حکیم دانا سنگ را خالی كرد و گندم را به دوقسمت تقسيم نمود و به او گفت حال خود نيز سوار شو و برو به سلامت.مرد کاسب وقتی چند قدمی به راحتی با خَر خود رفت، برگشت و پرسيد: با اين همه دانش چقدر ثروت داری؟حکیم گفت: هيچ.مرد کاسب فوراً از خر پیاده شد و شرايط را به شكل اوّل بازگرداند و گفت: من با این نادانی خيلی بيشتر از تو دارم، پس علم تو مال خودت و شروع به كشيدن خَر کرد و رفت...

برچسب: نویسنده: رضا بهرامی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 20:40

برچسب: نویسنده: رضا بهرامی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 20:40

صفحه بندی